سابقۀ برخی مضامین دیوان خاقانی در ادبیّات عرب بر پایۀ کتاب ثمار القلوب ابومنصور ثعالبی
ابومنصور محمّد بن عبدالملک بن اسماعیل ثعالبی به سال 350ق و همزمان با جلوس منصور بن نوح سامانی در نیشابور به دنیا آمد. از کودکی وی اطلاع چندانی در دست نیست و گویا این امر بدان جهت است که وی در خانوادهای دیده به جهان گشود که از شهرت و منزلتی برخوردار نبودند. علاقۀ بسیار او به دانشاندوزی سبب شد تا از همان کودکی به فراگیری علوم بپردازد و طریق تعالی را سپری کند؛ بدان سان که در زمینۀ دانشهای ادبی به مقامی والا دست یافت. ثعالبی به یاری استادش، ابوبکر محمّد بن عباس خوارزمی (316-383ق) به دربار امیر ابونصر احمد بن علی میکایلی راه یافت. ثعالبی نه تنها با ابونصر، بلکه با فرزند او، یعنی ابوالفضل عبیدالله، رابطۀ خوبی داشت و با استفاده از کتابخانۀ ایشان توانست آثار درخور توجهی به وجود آورد (ر.ک: ثعالبی، 1376: شش و هفت). دانش و آثار او بدان پایه بوده که او را «جاحظ عصر» خود و «جاحظ نیشابور» نام نهادهاند. وفات ثعالبی را به سال 429ق دانستهاند.
بیشک ثعالبی از بزرگترین ادبای ایران است، ادیبی که توانست طی زندگانی شصتسالۀ علمی خود بیش از صد اثر تألیف کند. از میان این صد و چند کتاب، مشهورترین و بهترین اثر وی را کتاب یتمیة الدهر فی محاسن أهل العصر دانستهاند که مؤلف سالها به نگارش آن اشتغال داشته و تتمة الیتیمة را نیز در اتمام آن نگاشته است. در این بین ثمار القلوب فی المضاف و المنسوب نیز دارای اهمّیّت شایانی است. دکتر رضا انزابینژاد بر این باور است که بیگمان جای این اثر در میان چهار کتاب برتر ثعالبی است (ثعالبی، 1376: هجده). أبراهیم صالح این کتاب را دائرةالمعارف ثعالبی میخواند و بر این باور است که ثمار القلوب از حیث اهمّیّت بعد از یتیمة الدهر و تتمة آن و از نظر حجم بعد از یتیمة الدهر قرار میگیرد (ثعالبی، 1414: 31). ثعالبی این کتاب را به ابوالفضل میکالی تقدیم کرده است. موضوع آن چنانکه پیداست در باب مضاف و منسوبهاست؛ در مقدمۀ کتاب میخوانیم: و بناءُ هذا الکتاب علی ذکر أشیاءَ مضافةٍ و منسوبةٍ إلی أشیاءَ مختلفةٍ یُتمثل بها و یکثر فی النثر و النظم علی ألسنِ الخاصّة و العامّة استعمالها... (ر.ک: همان: 50و51؛ ثعالبی، بیتا: 3و4). کتاب در شصت و یک باب تدوین شده و تعداد مدخلهای آن به 1244 مدخل میرسد. از مآخذ و منابع ثعالبی در این کتاب، برخی از تألیفات جاحظ (مانند الحیوان، البیان و التبیین، البخلاء و . . .)، بعضی از کتابهای ابنقتیبه دینوری (مانند المعارف و عیون الأخبار)، الکامل المبرد، برخی کتابهای حمزه اصفهانی (مانند الدرة الفاخرة و تاریخ سنی الملوک الأرض) و... را میتوان نام برد (ر.ک: ثعالبی، 1414: 32و33). از ثمار القلوب چند چاپ در دسترس است و نگارنده به سه چاپ آن دسترسی داشته است. از این کتاب برگردانی نیز به فارسی با همّت زندهیاد رضا انزابینژاد صورت گرفته است. ثعالبی چنانکه خود در ثمار القلوب اشاره کرده کتابی نیز با عنوان خصائص البلدان داشته که در آن در باب منسوبات شهرها سخن گفته و به نام امیر السید نوشته شده است (ر.ک: ثعالبی، 1376: 494).
و امّا خاقانی شاعری است که در سخنپروری، سبکی شخصی و طریقی غریب دارد. او را باید از نخستین شاعران پارسی دانست که بوطیقای تازهای عرضه کرده است. دوری جستن از مستعملات (الفاظ و مضامین کلیشهای و مکرّر) یکی از کانونیترین آرای ادبی خاقانی به شمار میآید؛ اصلی که او سخت بدان پایبند است و آن را همواره فراچشم دارد. کندوکاو و پژوهش در دیوان خاقانی نشان میدهد که او آگاهانه با بهرهگیری از پشتوانۀ فرهنگی سترگش به عنوان مادۀ خام، دست به خلق مضامین، تصاویر و تعابیر دیگرگونی میزند تا سخنش را از ابتذال و تکرار برهاند. در حقیقت دو عامل عمده در تنوع مضامین و تصاویر نوآیین دیوان خاقانی سهم دارند؛ یکی پشتوانۀ فرهنگی و دیگری قوۀ تخیّل و توان سخنسرایی شاعر. چون این دو عامل خود در حدّ قابل توجّه و شگرفی در نزد خاقانی رشد کردهاند، بر نوآیینی و بدیعی، مضامین و صورخیال سخن او افزودهاند. در کنار شمار فراوان این مضامین و تصاویر نو، میتوان مضامین و تصاویری یافت که مسبوق به سابقه است؛ امّا این امر چنان نیست که به پیکر سخن ضربه زند؛ زیرا بافت کلام و مجموع مضامین و تصاویر دارای بلاغت و تازگی برجستهای است. بدیهی است که همۀ مصادیق این دسته را نمیتوان حمل بر وامداری شاعر دانست، بلکه بخشی از آن در گرو بحث توارد است...

مهدویفر، سعید، (1397)، «سابقۀ برخی مضامین دیوان خاقانی در ادبیّات عرب بر پایۀ کتاب ثمار القلوب ابومنصور ثعالبی»، دیهیم هفتاد (مهرنامۀ استاد دکتر محمّدجعفر یاحقی)، به خواستاری و اشراف محمود فتوحی رودمعجنی و دیگران، چاپ اول، تهران: سخن: ص 293-316.









در باب افضل الدين بديل بن علي خاقاني شرواني